آبِ حیات بخشِ ایمان، گوارای متفکران است

از آبی که می نوشیم تا دریای بیکرانی که ضامن حیات بشری شده همه از چیزی است که قیمتی ندارد اما در ارزش گذاری برای هر جانداری و هر زیبایی طبیعتی حرف اول را می زند و اگر همه ثروتهای کهکشان را جمع کنیم بدون آن هیچ ارزشی ندارند.
آب قیمتی ترین هدیه زندگی است که از کوه و آسمان نازل می شود و از زمین می جوشد و رگهای حیات را جریانی دلگرم کننده می بخشد و به قدری فراگیر و دردسترس است که جانداری از آن محروم نمی ماند.

توماس دیوید پارکس(1) متخصص تحقیقات شیمیایی نکات جالبی در مورد این هدیه زلال برای ما می گوید که اندیشه را به تحسین و حیرت و ایمان فرا می خواند و دریچه ایی دیگر به هستی بخش بی همتا به روی علاقه مندان دانش می گشاید.
مقاله توماس با عنوان "آب قصه می گوید" در کتاب "اثبات وجود خدا" اثر جان کلوور مونسما منعکس شده که بر ارزش این کتاب جذاب افزوده است. این کتاب به بیان چهل دلیل خداباوری از زبان چهل متخصص دنیا پرداخته است، و همین کافیست تا شما را متقاعد کند که برنامه ایی برای تهیه و مطالعه این کتاب اختصاص دهید.
توماس پارکس با دقت در تخصص خود به این نتیجه رسید که همه چیز در طبیعت طبق نظم و مشیت خاص و کاملا معقولی است و او عقل حاکم بر هستی را خدا می داند.(2)
توماس در بعد دیگری به جدول تناوبی عناصر که به «جدول مندلیف» شهرت دارد اشاره می کند و نظم جالبی که بر آن حاکم است را متذکر می شود، به طوری که عناصر کشف نشده را نیز در جدول می توان مستقر و بررسی کرد. این متخصص شیمی تصریح می کند؛ "امروز علمای شیمی از جدول تناوب یا دوری برای مطالعه خواص ترکیبات شیمیایی جدید یا کشف نشده کمک می طلبند، و اینکه ایشان همیشه در تفحصات خود موفق می شوند، دلیل بزرگی بر وجود نظم و ترتیب بدیعی است که در عالم ماده وجود دارد."(3)
توماس از همین نظم عناصر به حقیقت آب گریز می زند و شگفتی خاص و ویژه آنرا متذکر می شود؛ "برای مثال آب را در نظر می گیریم. بر طبق وزن مولکولی آن (یعنی18) لازم بود که آب در حرارت و فشار معمولی به حالت گاز درآید. آمونیاک [Ammonia - یک اتم نیتروژن و سه اتم هیدروژن - NH3] که وزن مولکولی آن 17 است در 33درجه صدبخشی زیرصفر در حال بخار است، و سولفور هیدروژن [H2S - Hydrogen sulfide - دو اتم هیدروژن و یک اتم گوگرد] که از حیث محل در جدول تناوب پهلوی آب قرار دارد و وزن مولکولی آن 34 است، در پایین تر از 59درجه صدبخشی زیر صفر هنوز به حالت بخار است. پس مایع بودن آب در حرارت معمولی بسیار شایان توجه است و باید در این باره بیندیشیم."(4)


توماس شناخت بیشتری از آب به ما می دهد؛ "آب خصوصیات زیاد دیگری نیز دارد که فوق العاده جالب اند، و اگر به مجموع آنها توجه کنیم، مشاهده خواهیم کرد که مشیتی آنها را ایجاد کرده است. آب تقریبا سه ربع مساحت زمین را پوشانیده و تاثیر فوق العاده مهم بر روی حرارت هوا و شرایط جوی دارد. اگر آب خواص شیمیایی پیش بینی شده در جدول تناوبی را داشت، تغییرات جدولی شکل بلای آسمانی به خود می گرفت.
آب درجه حرارت زیادی می خواهد تا به صورت مذاب و مایع درآید، و فاصله میان ذوب و بخار شدن آن طولانی است، یعنی مدت زیادی به حال مایع باقی می ماند و در درجات بسیار بالا بخار می شود و در نتیجه تغییرات حرارت را تعدیل می کند. به عبارت دیگر، اگر آب در برابر تغییرات حرارت زمین این مقاوت را نمی داشت، زمین قابل سکونت نبود و بشر نمی توانست روی آن زندگی و فعالیت کند."(5)


این ها برای دیدن خداوند نادیدنی کافیست که کیفیت و خواص ویژه آب و حجم آن چگونه همه در نقشه ایی کامل، زمینی زیبا و حیاتی بی نظیر را به ما هدیه داده، اما توماس میل دارد ادامه دهد؛ "آب خصوصیات دیگری نیز دارد که به نظر من خالق متعال آنرا به منظور استفاده مخلوقات خود چنین آفریده است. در میان اجسام فقط آب است که وزن آن در حال انجماد سبک تر می شود، و این خاصیت تاثیر مهمی در حیات موجودات دارد، زیرا اگر یخ در قعر دریاها و رودخانه ها فرو می رفت، به تدریج یخ ها روی هم انباشته می شدند و دریاها به صورت توده جامدی در می آمدند. اما یخ به جای فرو رفتن در آب [بدلیل خواص منحصر بفرد گفته شده] بر سطح آن می ماند و پس از آنکه به اندازه کافی ضخیم شد مانع سرد شدن و یخ بستن آب پایین تر می شود. در نتیجه، حیوانات دریایی می توانند در زیر یخ به زندگی خود ادامه دهند و هنگام بهار نیز یخ به صورت ذوب می شود."(6)

چند خاصیت دیگر این ماده ساده، یعنی آب، نیز بسیار جالب است. یکی زیادی کشش سطحی آن است که در نتیجه از میان خاک به ریشه و ساقه نباتات می رسد و تغذیه آنها را تامین می کند.
خاصیت دیگر زیادی قدرت امتزاجی آن است. آب که بهترین مایع حلال است، قسمت مهمی از بدن ما را تشکیل می دهد و مهمترین جزء خون بشمار می رود. هرچند فشار بخار آب در درجات بالا زیاد است، در درجات لازم برای زندگی آب همیشه مایع است.
بسیاری از دانشمندان خواص شگفت انگیز آب را مطالعه کرده و خواسته اند علت آنرا کشف کنند، ولی از قبول این ناگزیریم که اگر ما کیفیت حصول تمام پدیده ها را نیز بدانیم باز در مقابل سوال «چرا» یعنی موضوع علیت، باید سکوت اختیار کنیم. غیر از آب اجسام دیگری نیز هستند که خواص شگرفی دارند و بشر با فکر محدود و بسته خویش از کشف و دریافت آنها عاجز است و باید در مقابل آنها سر تعظیم فرود بیاورد.
من برای خود وسیله دریافت و فهم این عجایب را کشف و جواب مقنعی برای کلمه «چرا» پیدا کرده ام، و آن این است که نظم و ترتیب طبیعت روی یک حکمت عالیه و مشیت بالغه بوجود آمده و این لطفی است که خالق متعال به مخلوقات خود ارزانی فرموده است."(7)


در آخر توماس به نکته ایی که مانند شاه کلیدی در درک خالق بی همتا است اشاره می کند و مسئله «چرایی» را مطرح می کند. چرا که این خطا در وهم بسیاری افراد وجود دارد که خدا را فردی مانند بابانوئل تصور کرده که هر لحظه در پی اختراع و کاری است و خودش همه امور را با انگشتانش انجام می دهد و تنها وقتی دیده میشود که کاری بر خلاف قوانین طبیعت انجام دهد و ما به آن اعجاز می گوییم. اما خداوند اعجاز را تنها در مواقع بی نهایت ضروری و برای اتمام حجت نهایی بکار می برد که شرح آن کتابی جدا می خواهد. خداوند خود را در روح نظم حاکم بر قوانین و تناسب طلایی میان آنها و مهندسی کامل عناصر و خواص آنها و حجم موجودشان در طبیعت و تناسبی که با هم دارند نشان می دهد. در یک کلام و به قول فرانسیس بیکن خداوند برای قانع کردن ملحدان از معجزه استفاده نمی کند، زیرا به اندازه کافی شواهد وجود دارد.

 

"And therefore God never wrought miracle to convince atheism, because his ordinary works convince it"
"Francis Bacon"

"و بنابراین خداوند هرگز معجزه را برای متقاعد کردن ملحدین بکار نبرده است، چراکه همین امور معمول (هستی) به قدر کافی متقاعد کننده است."(8)

 

پی نوشت؛

  1. توماس دیوید پارکس(Thomas David Parks)، دکتر در فلسفه از دانشگاه ایلینویز، رئیس سابق قسمت شیمیایی در انستیتوی تحقیقات استانفورد، فعلا رئیس تحقیقات شرکت شیمیایی کلارکس و متخصص شیمی میکروبی، پدیده های الکترولیت، انعکاسات اشعه ایکس و رزین صنعتی.
  2. اثبات وجود خدا، جان کلوور مونسما، ترجمه احمد آرام و دیگران، ص74، مقاله «آب قصه می گوید»
  3. همان، ص74
  4. همان، ص74
  5. همان، ص75
  6. همان، ص75
  7. همان، ص76
  8. Francis Bacon. (1561–1626). Essays, Civil and Moral. The Harvard Classics. 1909–14. XVI. Of Atheism
آخرین ویرایش در 1395/05/29

به اشتراک گذاشتن مقاله

برچسب‌ها