ماکس پلانک؛ "هیچ تقابل واقعی بین علم و دین وجود ندارد"

"میان علم و دین هرگز تضاد واقعی پیدا نخواهد شد آنها مکمل یکدیگرند هر شخص جدی و متفکر، به عقیده من به این امر متوجه می شود که اگر بنا باشد تمام نیروهای نفوس بشری در حال تعادل و هماهنگی با یکدیگر کار کنند لازم است به عنصر دین در طبیعت خویش اعتراف کنند و در پرورش آن بکوشند. این تصادفی نیست که متفکران بزرگ همه ی اعصار چنان نفوس دینی ژرفی داشته اند ولو اینکه در ظاهر به دینداری تظاهر نکرده باشند." *ماکس پلانک

 

ماکس پلانک یکی از بزرگترین فیزیکدانان آلمانی در سده 19 میلادی است. او در گیمنازیوم تحصیل کرد و در دانشگاههای مونیخ و برلین به خواندن فیزیک عملی و ریاضیات پرداخته و از فیزیکدانان بزرگی همچون هلمهولتز(1) و گوستاف کیرشهف(2) بهره های علمی فراوانی کسب کرد. ماکس پلانک با تلاش فراوان وعلی رغم بیماری اش در سال 1879م در حالی که تز دکترای خود را به برسی قانون دوم ترمودینامیک اختصاص داده بود توانست مدرک دکترای خود را اخذ کند.

یکی از افتخارات این دانشمند فیزیکدان کسب جایزه نوبل است که در سال 1918م در شرایطی که افرادی همچون اینشتین(3) و رادرفورد(4) نیز مستحق جایزه نوبل بودند، این جایزه به پلانک اختصاص داده شد. جالب است بدانید این فیزیکدان بزرگ با این افتخارات و سوابق و با فهم دقیقی که نسبت به مسائل علمی خصوصا علوم تجربی کسب کرده، در مورد علم و رابطه آن با دین چه می گوید، او می گوید؛
"میان علم و دین هرگز تضاد واقعی پیدا نخواهد شد آنها مکمل یکدیگرند هر شخص جدی و متفکر، به عقیده من به این امر متوجه می شود که اگر بنا باشد تمام نیروهای نفوس بشری در حال تعادل و هماهنگی با یکدیگر کار کنند لازم است به عنصر دین در طبیعت خویش اعتراف کنند و در پرورش آن بکوشند. این تصادفی نیست که متفکران بزرگ همه ی اعصار چنان نفوس دینی ژرفی داشته اند ولو اینکه در ظاهر به دینداری تظاهر نکرده باشند."


این فیزیکدان بزرگ با توجه به داشته های خود در فیزیک خصوصا با توجه به فرضیه کوانتوم نه تنها قانون علیت را رد نمی کند بلکه آن را قابل اثبات می داند، او می گوید؛
"فرضیه کوانتوم به تازگی پریشانی هایی به وجود آورده است و هنوز کسی نمی تواند بگوید این فرضیه چه تاثیری در صورت بندی قانون علیت خواهد داشت، تغییراتی احساس می شود ولی من مثل اکثر دانشمندان فیزیک عقیده دارم که در آخر کوانتوم با معادله هایی نشان داده خواهد شد که قانون علیت را بصورت دقیق تر و صحیح تر نشان دهد."


در جایی دیگر در مورد کافی نبودن علم به تنهایی می گوید؛
"علم نمی تواند راز غایی طبیعت را حل کند چرا که ما خودمان جزئی از طبیعت هستیم و بنا بر این جزئی از رازی هستیم که ما سعی در حل کردن آن داریم."

 

پی نوشت؛ 

1- هرمان فون هلمهولتز (Hermann von Helmholtz - von در زبان آلمانی فون تلفظ میشود)،.1894م، فیزیکدان مشهور آلمانی
2- گوستاف رابرت کیرشهف (Gustav Robert Kirchhoff)، 1887م، فیزیکدان مشهور آلمانی
3- آلبرت اینشتین(Albert Einstein)، 1955م
4- ارنست رادرفورد(Ernest Rutherford)، 1937م، فیزیکدان و پدر انرژی هسته ایی جهان
5- برگرفته از، پلانک، ماکس. ۱۳۴۷. علم به‌کجا می‌رود، ترجمه احمد آرام. تهران: شرکت سهامی انتشار
6- با بهره از پایگاه مجازی دانشنامه رشد

 

به اشتراک گذاشتن مقاله

نویسنده

پست الکترونیکی این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر بعنوان میهمان

0
نظر شما بعد از تایید مدیر، منتشر خواهد شد.
شرایط و قوانین.
  • مهمان - رضا

    دیالکتیک علم و دین
    دیالکتیک به زبان ساده ھمان وحدت اضداد است .
    علوم دنیوی و تکنولوژی که ترمینال اجرائی آن است ذاتاً در جنگ با دین خدا و ھویت انبیای الھی و حکیمان پدید آمده است . ھر چه که علوم دنیوی موفق به تحقق آرمانھایش که ھمان بھشت دنیوی است شده ماھیت پنھان کافرانه اش را علنی تر نموده است و لذا فلسفه ھای کافرانه خود را نیز مدوّن ساخته است مثل ماتریالیزم ، ناتورالیزم ، لیبرالیزم و سوسیالیزم و ....
    واضح است که بانیان اولیه و کاشفان علوم پایه کافران نبودند و بلکه در میان عامه مردمان از بزرگترین مؤمنان تلقی شده اند ولی دچار نخستین تذبذبھا و شرکھا شده اند . قرآن کریم ھم می فرماید : کافران ھر چند که دنیا را می پرستند ولی علم دنیا در نزد مؤمنان است . آنچه که دانشمندان بزرگ را بتدریج دچار شرک نمود غرورشان درباره علمشان بود که بتدریج در طول تاریخ آشکارتر شد تا انکه از ایمان دینی در قلمرو علوم و فنون اثری باقی نماند و به عصر مدرنیزم رسید که انکار آشکار دین است و امروزه دین خدا دشمنی آشکارتر از پیروان علوم و فنون ندارد و این است که دانشگاھھا بزرگترین مھد ضدیّت با دین ھستند .
    و اما در عصر مدرنیزم که اصول و ارکان بھشت زمینی پیدا شده است بتدریج از بطن این بھشت صنعتی شاھد گشایش دربھای دوزخ ھستیم که یکی پس از دیگری اصول و ارکان علم را باطل می کند از اینجاست که از بطن این کفر علمی و فنی شاھد پیدایش گرایشات نوین مذھبی و عرفانی میباشیم که وجود نوابغی چون اینشتن ، پلانک ، ھایزنبرگ و دیگران دال بر این حقیقت است که گاه ماھیت علم را به چالش می گیرد . بدینگونه می بینیم که از بطن اشدّ عداوت با دین تصدیق برتری از دین در حال پیدایش است که تا حدودی دست و دل از بھشت پرستی شسته و حقیقت جھان را جستجو می کند.
    از کتاب" دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد چهارم ص 90

    آخرین بار در تاریخ حدود 1 سال قبل توسط مجتبی.ش ویرایش شد
    دوست دارم 0 لینک کوتاه: