ناتوانی دنیای مادی گرا در ایجاد آرامش

در نگاه ساده و غیر دقیق به دنیا همه ما بر این نظر هستیم که دنیای یک مادی گرا و مومن همانند یکدیگر است و آن دو تفاوت قابل توجهی در زندگی ندارند چراکه هر دو انسان اند و نیاز به خوردن، آشامیدن، تفریح و شادی کردن و... دارند و باید نیازهای جسمی و روحی خود را برطرف کنند اما وقتی دقیق تر به این مسأله می نگریم می بینیم که نوع نگاه و تفسیر هریک از دنیا، تفاوت های بسیاری را در زندگی ایجاد می کند، یکی غیر از دنیا اعتقاد به آخرتی هم دارد که آن آخرت را اصل و مهم تر می بیند چراکه آن را ابدی و تمام نشدنی می داند و این دنیا را محل گذر و در حقیقت همانند مزرعه ای می داند که می خواهد در آخرت محصول آن را درو کند. وی خود را بسیار بزرگتر از این دنیای 70 یا 100 ساله می داند و مرگ را پایان زندگی نمی داند.

و فرد دیگر زندگی را همین مدت تولد تا مرگ می داند و بر این نظر است که ما همین جسم و آثار جسم هستیم و با مرگ، حیات و زندگی ما به پایان می رسد. در این مقاله قصد استدلال آوری و اثبات هیچ یک از دو نظر را نداریم بلکه تنها می خواهیم نقش این دو نوع نگاه در ایجاد آرامش را اندکی مورد بررسی قرار دهیم.
انسان موجودی بی نهایت طلب و سیری ناپذیر است و این مطلب را همه ما با نگاه صادقانه به درون خودمان درک می کنیم، بنابراین به طور طبیعی آرامش برای چنین موجودی تنها در صورتی ایجاد می شود که در مقابل این حس بی نهایت طلب، بی نهایتی وجود داشته باشد تا با کسب آن به آرامش حقیقی برسد و این را با اندیشه خود متوجه می شویم که لذت ها و دارایی های محدود هرچند به طور موقت آرامش بخشی کند اما پاسخ گوی حقیقی و دائمی نیست.

با توجه به این بی نهایت طلبی ذاتی که در انسان وجود دارد یکی از تلخ ترین و سخت ترین و اضطراب آفرین ترین وقایعی که در زندگی یک مادی گرا وجود دارد مرگ است؛ چراکه وی مرگ را پایان زندگی می بیند و این امر به قدری بزرگ است که چنانچه یک مادی گرا عاقلانه و عمیق به آن نگاه کند می تواند لذت تمام زندگی را از او بگیرد و به قدری بزرگ و وحشتناک است که اگر فرد مادی گرا به این واقعه قطعی پیش رویش توجه داشته باشد و از آن امر قطعی غافل نباشد در هر لذتی از لذت های دنیا که باشد طعم آن لذت را در کامش تلخ می کند و یا اینکه بعد از هر لذتی در دنیا از خودش می پرسد؛ «حالا بعدش چه؟ این هم تمام شد. چرا باید تمام شود؟ ولی من هنوز آرام نشده ام. الان چه کار کنم تا آرام شوم؟» دنیای مادی گرا با پایانی که می یابد، در نگاه عمیق، نوعی پوچی را به همراه دارد چراکه همه چیز دیر یا زود پایان می یابد و گویی بی فایده است و لذت ها نوعی بازی است که سرانجام پایان می پذیرد و...


اما یک مومن که مرگ را تولدی جدید برای رفتن به عالمی جدید می داند، که خود را در دنیا برای آن آماده کرده است، این اضطراب ها برایش بی معناست و زندگی او پوچ و بی معنا نیست. در مقابلِ این حس بی نهایت طلبِ مومن، موجودی بی نهایت و مطلق وجود دارد که پایانی ندارد و با داشتن آن در آرامشی دائمی به سر می برد و لذت های محدود دنیایی تنها برطرف کننده نیازهای جسمی و مادی اوست که در نگاه او نیز استفاده معقول و به جا، هم پسندیده است و متناسب با هدفش است، همچون مسافری که از مسیر سفر هم لذت می برد.
با تحلیل دنیای مادی به این مطلب می رسیم که دنیای مادی دارای چند ویژگی است که مشکل را چند برابر می کند یکی اینکه بسیاری از امور در آن دست نیافتنی است بدین معنا که مثلا وقتی کسی مالک قسمت زیبایی از ساحل شد افراد دیگر از داشتن آن قسمت از ساحل محروم می شوند، یا مثلا اگر چنانچه کسی عاشق زیبایی فردی شود، با پیوند آن معشوق با فرد دیگر، وی از آن محروم می شود. دنیا پر است از این دست نایافتنی ها و محدودیت ها.
مشکل دیگری که دنیا دارد این است که همه چیز در آن محدود و تمام شدنی است؛ یعنی اینکه برفرض که فرد به معشوق خود برسد این را درک می کند که پس از چند سال در کنار او بودن، دیگر آن حلاوت و شیرینی را مثل قبل تجربه نمی کند و یا مثلا وقتی به قصری که همیشه آرزویش را داشت می رسد پس از مدتی می بیند که دیگر رنگ و لذت سابق را ندارد و تکراری شده است. اینها ویژگی و خاصیت دنیاست، و معنایش این است که یک مادی گرا که زندگی برایش چیزی جز این امور نیست، دائما در معرض این دست نیافتنی ها و محدودیت ها است که سبب می شود فرد دائما در حسرت و اضطراب باشد؛ چراکه یا به آنچه خواهش دارد، دست نمی یابد و یا با تکراری شدن و کم رنگ شدن داشته ها، در حسرت چیز دیگری است.


ولی مومن در مقابل خود معنویتی را دارد که این دو ویژگی شکننده مادی را ندارد؛ یعنی هم برای همه دست یافتنی است و هم محدود نیست و هرگز پایانی ندارد. علاوه بر آن و در کنار آن هم از لذت های دنیوی بهره می برد، ولی چون تمام همت او دنیا نیست در اضطراب و حسرت نمی باشد چراکه آرامش او از راهی غیر از دنیا به دست می آید.


امام علی (علیه السلام) می فرمایند: 

"آنکه دلش غرق دنیادوستی باشد سه چیز از این جهان پیوسته با او باشد: اندوهی که او را رها نسازد، حرصی که از او دست بر ندارد و آرزویی که به آن نرسد."(1)


همچنین می فرمایند: 

"اگر به دنیا دل ببندید، عمر خود را در راه چیزی صرف کرده اید که نه شما برای آن می مانید و نه آن برای شما"(2)

 

پی نوشت؛

  1. نهج البلاغه حکمت 228
  2. غررالحکم 48 38

به اشتراک گذاشتن مقاله

برچسب‌ها

نویسنده

پست الکترونیکی این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر بعنوان میهمان

0
نظر شما بعد از تایید مدیر، منتشر خواهد شد.
شرایط و قوانین.
  • مهمان - شکاک

    درود بر شما دوست عزیز و گرامی
    با آرزوی سلامتی و موفقیت در زندگیتون، امیدوارم در هرجا که هستید که به خوبی و با آرامش زندگی کنید. شخصا این جانب حقیر چند نقد به این مطلب دارم که امیدوارم با گفتگویی دوستانه بتونیم به یک نتیجه منسجم برسیم من برای شروع بحث فقط با یک سوال ساده میپرسم
    همانطور که میدانید وظیفه روانشناسیست که دو مقوله ذهن و رفتار و مباحثی که از این دو نشات میگیرند رو بررسی کنه به عنوان مثال در آزمایش میلگرام که جزو آزمایشات مشهور روانشناسی اجتماعیست هدف این بود که دلیل بی رحمی و اقتدار توتالیته با آزمایش روی یک گروه تا حدودی مشخص شود در اینجا موضوعی که وجود دارد تفاوت حدس و پژوهش است شما ممکن است حدس بزنید دیدن فیلم های خشونت آمیز باعث ایجاد پرخاشگری و خشونت ورزی در فرد میشود تا اینجا ما یک حدس داریم ولی برای تایید درستی ایدمون باید روی اشخاصی پژوهش انجام بدیم و تاثیراتی که درشون ایجاد میشه رو بررسی کنیم تا بتونیم ایدمون رو تایید شده بدونیم. در این باره مطلب شما یک ادعای روانشناسیست با این ادعا که مادی گرایان با مواردی مثل اضطراب و ناراحتی روبرو خواهند شد و قبل از مرگ هم به شدت خواهند ترسید و.. خب این حدس هوشمندانه ایست اما از آنجا که ادعای شما برای تایید درستیش باید در محدوده علمی بررسی بشه پرسش اینه که بنا بر کدوم پژوهش آماری چنین ادعایی تایید شده؟ توجه دارید که ادعای فیزیکی نیاز به مدرک فیزیکی دارد ادعای زیست شناختی نیاز به مدرک زیست شناسی و مانند همین مطلب شما که ادعای روانشناسی دارد نیاز به مدرک روانشناختی دارد برای همین سپاسگزار میشوم اگر منبع پژوهشی خودتون رو اعلام کنید به علاوه اینکه این مطلب شما در بین مادی گرایان دهها مثال نقص دارد یعنی تعداد زیادی از مادی گرایان را میتوانیم پیدا کنیم که نه این موضوع تاثیر منفی توی زندگیشون گذاشته باشه یا حتی در زمان نزدیکی مرگ باعث اضطرابشون نشده باشه مثال مشهورش چارلز داروین هستش که در بستر بیماری گفت "هیچ ترسی از مرگ ندارم" پس تا اینجا ما حداقل باید دنبال این باشیم که ببینیم ایا در اکثریت مادی گرایان(نمیتوانیم بگوییم تمام مادی گرایان چون مثال نقص وجود دارد و حکم کلی نقص میشود) چنین چیزی وجود دارد؟ اگر وجود دارد آن را با یک پژوهش روانشناسی باید تایید کرد
    موفق و موید باشید

    دوست دارم 0 لینک کوتاه:
  • با عرض سلام به شما دوست بزرگوار
    امید که در زندگی موفق و سربلند باشید و حال همه انسان ها چنین شود.
    ابتدا باید عرض کنم نویسنده محترم سفر هستند و درآینده نزدیک، فرمایش شما را مطالعه می کنند و پاسخ می دهند.
    موقتا و به عنوان یک نظر مستقل، مایلم مطلبی عرض کنم؛
    این مقاله رویکردی عقلانی و اندیشه محور به حیات انسان داشته است. در کل بخش های این سایت سعی شده بیانی صریح و روشن اتخاذ گردد.
    بطور منطقی فراگیری مقدمات در دو نگاه مادی و ایمانی روشن است و فرد سالمی پیدا نمی شود که بگوید؛ "نابودی شیرین است"
    البته همه ترس ها از حیات ابدی، بدلیل ترس از عذاب و کسالت و مانند آن است که به نحوه رفتار یا نگاه غیرعلمی فرد بازگشت دارد و الا بقاء انسان برای سعادت و لذت و کمال حقیقی است و این دنیا همانطور که نویسنده محترم اشاره کردند؛ مقدمه ایی کوتاه و مزرعه ایی است که به حکمتی بنا شده و بحثی مفصل دارد.
    اگر هم کسی می گوید فرقی بین بودن و نبودن نیست، نتیجه عدم تفکر و غفلت از این بخش زندگی است والا می بینید که در هیچ سرزمینی انسان ها مشتاق نابودی نیستند و این حقیقت نیازی به روانشناسی و تجربه ندارد، همانطور که حقیقت لذت کودکان از بازی، نیازمند تحقیقات روانشناسی نیست.
    روان شناس به دنبال کشف مجهولات روحی آدمی است. برای گزاره های کاملا روشن تحقیقاتی صورت نمی گیرد.

    باتشکر از هم اندیشی شما
    وجود دوستان اهل اندیشه و جستجوگر، سبب شادی و قوت قلب است.

    دوست دارم 0 لینک کوتاه: