فیلسوف خداباور؛ "افلاطون، مادر الهیات فلسفی"

رالف والدو امرسن (فیلسوف، نویسنده و شاعر مشهور امریکایی) درباره بزرگترین فیلسوف بشر چنین گفت؛ "افلاطون مساوی است با فلسفه و فلسفه مساوی است با افلاطون"(1)
"گفته ای است مشهور که تمامی فلسفه غرب پانوشتی است به افلاطون"(2)
آریستوکلس که بدلیل بدن ورزیده به افلاطون مشهور شد در 427 ق.م در یکی از مستعمرات آتن به نام آئگینا متولد شد. او ...

بشدت تحت تاثیر سقراط بود، او راه پرخطر نشر فلسفه را همچون استادش سقراط ادامه داد و ناگزیر با محاکمه استاد در 28 و به قولی 31 سالگی از آتن رفت.(3) افلاطون در حدود 40 سالگی به آتن بازگشت. و تا مرگ خود در 80 سالگی، دغدغه هدایت به حقایق برتر و حیات آرمانی نیکو برای بشریت داشت.


«هنری توماس» در کتاب «بزرگان فلسفه» از این ماجرا چنین یاد می کند؛ "از مرگ نمی هراسید، ولی حامل پیامی برای جهانیان بود که می خواست آنرا به سمع مردم برساند. احساس می کرد که باید کار ناتمام سقراط را به اتمام رساند."(4)
"به عقیده افلاطون جهان مادی نمونه یا عکس ناقصی از مثال اعلی و کامل الهی است."(5)
عبارات فلسفی افلاطون در قالب زبان و تفکر عصر خود، سبب شده تا برخی از صراحت نظر درباره باور الهی افلاطون خودداری کنند و آن را مبهم بنامند.
"شاگرد وی[سقراط]، افلاطون واژه خدا را به کار می گیرد اما به گونه ایی بسیار آشفته... اما گاهی به نظر می آید که افلاطون از وجود یک خدای برین که خداوندگار و حاکم کل جهان است سخن می گوید. وی در کتاب خویش «تیمائوس» از آفرینش جهان توسط «دمیورژ» سخن می گوید که نوعی معمار [نظلام بخش جهان موجود-صانع] است... بهر حال در مسئله خدا افلاطون اصلا شفاف نیست. شاید افلاطون می کوشیده است تا با بکارگیری باورهای رایج، حقایقی عمیق تر را تعلیم دهد."(6)
بیانات «فراست» اگر چه در تایید الهیات افلاطون کافی است اما می توان آنرا از نوع بیان ناقص حقیقت شمرد چرا که افلاطون اگر چه از «دمیورژ» و از عالم مُثُل نام برده اما در «جمهوری» کتاب بی نظیر خود که به نوعی برترین کتب افلاطون است از «مثال خیر» نام می برد که برتر از دمیورژ و مُثُل کثیر است.

 

 

افلاطون در «جمهوری» چنین آورده؛

 

  

"ایده خیر را باید چنان تصور کنی که در پرتو آن [شناختنی ها] دارای حقیقت می شوند و شناسنده دارای نیروی شناسائی می گردد. به عبارت دیگر باید آن را علت شناسایی بدانی و هم علت آنچه شناخته می شود ولی همچنان که روشنائی و نیروی بینائی شبیه خورشیدند و خود خورشید نیستند، شناسایی(عالم) و حقیقت(معلوم) نیز به «خودِخیر» شبیه اند ولی هیچ یک از آنها خودِ خیر نیست بلکه خود «خیر» چیزی است برتر از آن دو"(7)

 
"بنابراین دمیورژ خدا در مرتبه الوهیت و متصف به صفات فعل است اما «مثال خیر» جمهوری، اشاره به ذات، قطع نظر از فیض بر جهان خلقت و صفات فعل است."(8)

 

 

در مقاله "فلسفه افلاطون مادر همه فلسفه های الهی است" که عنوانی جالب و قابل تامل و البته طولانی دارد، دکتر حسین غفاری نقل های مناسبی برای روشن تر شدن فضای باوری افلاطون نقل می کند؛
"پرفسور «تیلور» دیگر افلاطون شناس شهیر معاصر در اوخر شرح خود بر رساله قوانین می نویسد: «در نظر افلاطون فعالیت های الهی هدفدار است، به عبارت بهتر، خداوند متشخص است، زیرا چند خدایی از آنجا که مفهوم خلقت را در بر ندارد، در واقع فقط صورت دیگری از همان نظریه ای است که افلاطون آن را با الحاد برابر می شمارد.» سپس در آخرین جمله شرح این رساله می نویسد: «در هر حال افلاطون مبدع خداشناسی فلسفی است.» ونیز در گذشته سخن پروفسور «کرومبی» را در ابتدای شرح رساله تیمائوس داشتیم که نوشت؛ «... تیمائوس آشکارا توحیدی است»"(9) لازم به ذکر است که «تیمائوس» اثر الهیاتی افلاطون به حساب می آید.(10)


در خاتمه این بخش مایل هستم متن ماندگار زیر از افلاطون را با شما به اشتراک بگذارم و تصور می کنم سخن بزرگترین متفکرین تاریخ اندیشه، برای شما جذاب و تامل برانگیز خواهد بود تا با اندیشه مستقل خود در جستجوی قله های بلند حقایق برتر گام بردارید؛
افلاطون در رساله «تیمائوس» این متن را با متفکران پس از خود درمیان گذاشته است؛ "اما اگر راستی چنین باشد باید اعتراف کنیم که در یک سو نوعی از هستی وجود دارد که پیوسته همان است و همان می ماند، نه می زاید و نه از میان می رود و نه چیزی دیگر را از جایی به خود راه می دهد و نه خود در چیزی دیگر فرو می شود. نه دیدنی است و نه با حواس دیگر دریافتنی، بلکه فقط تفکر خردمندانه می تواند از دیدار آن بهره مند گردد... حال آنکه خود او نه به خواب می رود و نه خواب می بیند.(11)

به یاری خداوند سبحان در بخش های بعدی هم در مورد این فیلسوف بزرگ ناگفته هایی مطرح می شود.

 

پی نوشت؛

1. تاریخ فلسفه ویل دورانت، ترجمه عباس زریاب، ص18
2. سرگذشت فلسفه، برایان مگی، ترجمه حسن کامشاد، ص24
3. با بهره از بزرگان فلسفه، هنری توماس، ترجمه فریدون بدره ایی – قول 31 سالگی به نقل از سرگذشت فلسفه برایان مگی است که احتمال بسیار 28 سالگی درست است
4. بزرگان فلسفه، هنری توماس، فریدون بدره ایی، ص48
5. همان، ص51
6. آموزه های اساسی فیلسوفان بزرگ، اس.ئی.فراست، ترجمه غلامحسین توکلی
7. (جمهوری افلاطون، 509) نقل از مقاله؛ علم حق تعالی از دیدگاه افلاطون، مهدی زمانی، فصلنامه پژوهشی دانشگاه قم، سال هشتم، شماره 3و4، ص198
8. مقاله؛ "علم حق تعالی از دیدگاه افلاطون"، مهدی زمانی، فصلنامه پژوهشی دانشگاه قم، سال هشتم، شماره 3و4، ص198
9. مقاله؛ "فلسفه افلاطون مادر همه فلسفه های الهی است"، فصلنامه فلسفه، دانشگاه تهران، پاییز و زمستان 81، شماره 6و7، ص41-60 - نقل از؛ Plato: an Introduction"" اثر "Paul.Friedlander" ، ج3، ص 356 و نیز "Plato, the man and his work" اثر Alfred.Edward.Taylor"" ، ص492
10. بزرگان فلسفه، هنری توماس، ترجمه فریدون بدره ای، ص49
11. (تیمائوس، فقره 52) نقل از مقاله؛ "فلسفه افلاطون مادر همه فلسفه های الهی است"، فصلنامه فلسفه، دانشگاه تهران، پاییز و زمستان 81، شماره 6و7، ص41-60

آخرین ویرایش در 1395/10/19

به اشتراک گذاشتن مقاله

نویسنده

پست الکترونیکی این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر بعنوان میهمان

0
نظر شما بعد از تایید مدیر، منتشر خواهد شد.
شرایط و قوانین.
  • مهمان - مرتضی

    سلام همسنگر

    آخرین بار در تاریخ حدود 1 سال قبل توسط مدیر سایت ویرایش شد
    دوست دارم 0 لینک کوتاه:
  • مهمان - مرتضی

    ممنون که مطالب تخصصی فلسفی انتشار می دید

    دوست دارم 0 لینک کوتاه:
  • سلام بر شما مخاطب و دوست عزیز
    طبق قانون گروه تبلیغ قابل نشر نیست اگرچه دوست بزرگواری باشد (مگر بنا بر تبلیغ مرتبط باشد)
    لذا عذر حقیر را بپذیرید. موفق باشید. محتاج دعا هستیم

    دوست دارم 0 لینک کوتاه: