مجتبی.ش

مجتبی.ش

شنبه, 12 فروردين 1396 ساعت 13:36

مبانی معقولیت ایمان؛ "از ماده تا معنا"

وقتی سخن از معقولیت مطرح می شود، مسئله مهم برای یک قضاوت درست این است که معیار معقولیت مشخص شود؛
تصور کنید از گربه بپرسیم؛ «از نظر شما چقدر باید به علم اهمیت داد؟» برای او دانش امری بی ارزش و سرگرم تخیلات شدن است. دنیای گربه فراتر از گوشت تازه و جای گرم نیست. او معیار مناسبی برای قضاوت ندارد و همین باعث شده گربه ها تمدن
ساز نشوند.

رالف والدو امرسن (فیلسوف، نویسنده و شاعر مشهور امریکایی) درباره بزرگترین فیلسوف بشر چنین گفت؛ "افلاطون مساوی است با فلسفه و فلسفه مساوی است با افلاطون"(1)
"گفته ای است مشهور که تمامی فلسفه غرب پانوشتی است به افلاطون"(2)
آریستوکلس که بدلیل بدن ورزیده به افلاطون مشهور شد در 427 ق.م در یکی از مستعمرات آتن به نام آئگینا متولد شد. او ...

سه شنبه, 23 آذر 1395 ساعت 22:01

فیلسوف خداباور؛ "سقراط، کشته حکمت..."

سقراط حکیمی بزرگ و فراتر از عصر خود بود و بلندای حکمت او در اندیشه و رفتار، زمان را شکافت و او را جاودانه تاریخ کرد؛ در جایگاه او همین بس که تمام فلسفه شرق و غرب وامدار افلاطون و ارسطو هستند و آن دو بر کوه حکمت سقراط بالا رفتند. (1)

پنج شنبه, 11 آذر 1395 ساعت 19:57

شاه کلیدهای فهم واجب الوجود – بخش سوم

در موضوع فهم دقایق برهان امکان و وجوب، بعد از بیان شاه کلید فهم واجب الوجود در بخش اول، در بخش دوم به بیان سه دلیل بر اینکه ماده و انرژی نمی توانند خالق هستی و واجب الوجود و خدا باشند پرداختیم. در این بخش به سه دلیل دیگر در پیگیری مصداق حقیقی واجب الوجود می پردازیم و بی مقدمه بیشتر سراغ ادامه طرح ادله و شواهد می رویم؛

چهارشنبه, 10 آذر 1395 ساعت 20:04

شاه کلیدهای فهم واجب الوجود – بخش دوم

در مقاله سابق سعی شد تا گام اول و اصلی برهان امکان و وجوب را در بیانی ساده و کوتاه تقدیم اهل اندیشه کنیم. لذا در ادامه مقاله بخش اول به بررسی این پرسش های کلیدی در برهان امکان و وجوب می پردازیم؛
چرا انرژی و ماده واجب الوجود و خدا نیست؟ چرا خدا کمال وجود محض است؟ چرا خدا مادی و فیزیکی نیست؟

برهان امکان و وجوب را بارها خوانده و شنیده ایم، اما کلیدهای فهم درست این برهان چه هستند؟ چرا ماده و انرژی خدا نیستند؟ چرا انرژی واجب الوجود نیست؟ چرا خدا واجب الوجود است؟ سوالاتی مانند اینها نیز همیشه مطرح بوده و اندیشه عمیق بزرگان فلسفه، شاه کلیدهای فهم درست حقایق هستی را به دست ما داده اند که بی توجهی به آنها همیشه ما را در دریایی از ابهامات و سوالات و پیچیدگی ها وا می گذارد. این ناراحت کننده است که می بینیم جامعه ما با گنج معرفتی که در دست دارد، گاه در برابر اندیشه های مادی مهاجم غربی توان بیان شایسته تفکر برتر خود را ندارد و دست خالی می نماید. "آب در کوزه و ما تشنه لبان می گردیم"

از امام محمد باقر عليه السلام نقل شده كه حضرت فرمود:
"وقتى مدت نبوت نوح منقضى شد و ايام عمرش به سر آمد، خداوند بر وى وحى كرد: اى نوح، نبوت تو تمام شده و عمرت به آخر رسيده، پس علم و ايمان و اسم اكبر و ميراث علم و آثار علم نبوت را به يكى از فرزندانت بده. چون من نبوت را از ميان خانواده‏ هاى پيامبران قطع نمى‏ كنم. چنان كه از زمان آدم تا به زمان تو قطع نكرده ‏ام و زمين را از وجود عالمى كه دين مرا به مردم بشناساند و طاعت مرا به مردم بگويد و سبب نجات نسلهايى باشد كه در ميان زمان دو پيامبر متولد مى‏ شوند، خالى نمى‏ گذارم. بعد هم حضرت فرمود: كه نوح به فرزندش «سام» مژده آمدن «هود پيامبر» را داد." (1)

خواب این شگفتی زیبای آفرینش، این موسیقی فراگیر جهان طبیعت که ضرب آهنگی آرامش بخش و دعوت کننده به جهانی آرام و زیبا در خود دارد یک راهنما و یک نشانه است برای آن کس که در حقایق طبیعت با دیده تامل و تحقیق نگاه کند.
در نوشتار سابق (بخش اول) اشاره مفصل تر شد که اگر طبیعت آرامش موقتی مثل خواب را در خود نمی داشت؛ طبیعتا تا مرگ کامل به فعالیت خود ادامه می داد و هیچ سکوتی و خلوتی برای راحتی مغز ما، جای خواب و مرگ کوچک ما را نمی گیرد. پس شکر می کنم خدای بی همتا و مهربانی را که اندیشه ناقص مرا به این زیبایی آفرینش رهنمون شد تا یکی دیگر از بی نهایت حکمت گسترده و پیچیده، و در یک کلام، خدایی او را در حد درک اندکم فهم کنم و یک قدم به شناخت خالق زیبایی ها نزدیک تر شوم ...

چهارشنبه, 07 مهر 1395 ساعت 19:02

خواب نشانه ایی برای بیداری فطرت ها!

*وَ مِنْ آياتِهِ مَنامُکُمْ بِاللَّيْلِ وَ النَّهارِ وَ ابْتِغاؤُکُمْ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّ في‏ ذلِکَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَسْمَعُونَ*

ترجمه؛ و از نشانه های او خواب شما در شب و روز است و تلاش و کوششتان برای بهره گیری از فضل پروردگار ( و تأمین معاش ) در این امور نشانه هایی است برای آنان که گوش شنوا دارند! (1)

چرا مومنان به فرگشت طبیعی، ایمانی غیر معقول دارند؟ جمله ایی در مسیحیت معروف بوده که "ایمان بیاور تا بفهمی!" و این جمله مورد نقد مخالفان دین بود که تفکر اسلامی نیز با آن جمله مخالف است، اما چرا فرگشت باوران گرفتار همین ماجرا شده اند؟ آیا فرگشت یک علم است یا یک باور؟ از فرگشت پرستان بپرسید که چرا وقتی دفاع معقول ندارند ایمان آورده اند در حالی که خود را علم محور و مستدل می پندارند...

 

فیلم در بخش رسانه(پایین صفحه)، لینک دانلود فیلم (پیشنهاد ویژه)

صفحه1 از6