نظام اسباب ونقشه گنج؛ چرا نقد فعل الهی جاهلانه است؟

أَبِي عَبْدِ اللَّهِ [علیه السلام] أَنَّهُ قَالَ: أَبَى اللَّهُ أَنْ يُجْرِيَ الْأَشْيَاءَ إِلَّا بِالْأَسْبَابِ فَجَعَلَ لِكُلِ‏ سَبَبٍ‏ شَرْحاً وَ ... (روایت و منبع درمتن)

همانا خداوند سبحان قادر بر کل شی است و در معجزات گوشه ایی ناچیز از این قدرت را نمایان ساخته، اما با همه این ها خداوند گنج هایی دارد و نقشه های گنجی که همان اسباب و راه های رسیدن به گنج ها هستند، و لذا سنت او با حکمت کامل بر این قرار گرفته که همه امور قانونی و از راه اسباب باشند نه بی حساب و کتاب و نا معلوم.

 

لذا در عالم ماده می بینیم که چه بی اندازه دقت وجود دارد تا جایی که همه انسانها با آن طوری انس گرفته اند که فکر می کنند این قانون ضروری طبیعت است در حالی که چنین نیست و هر مومنی می داند که همه چیز در ید قدرت و فعلیت اوست، بخواهد آتش را سرد می کند و آب را سوزاننده قرار می دهد و بخواهد فرد را بدون بال و نیرویی از علم بشری، به پرواز قادر می کند و اثر جاذبه را برمیگیرد. اما با این احوال و توانایی ها به سبب کمال حکمتی که دارد مجرای اسباب را اراده کرده است و هر چیز را سبب چیزی قرار داده و همین است که ما می توانیم به علم برسیم والا اگر اتقانی در اسباب و مسببات نبود علمی نبود و یک بار آب در 100 درجه می جوشید و یکبار در 40 درجه و یک بار هرگز به جوش نمی آمد و افراد بشر حیران و معترض شده و به بیچارگی گرفتار می شدند و نمی دانستند آب بخورند آیا سیراب می شوند یا جگرشان پاره می شود و هر بار استرس بی نظمی ها داشته و نه تنها کام علم بلکه کام حیاتشان نیز تلخ و کدر میشد و قادر به اعتراض و تغییر و محکمه ایی علیه خالق خود نبودند. اما کریم حکیم بی همتا آنچنان سازگاری و هماهنگی مقدر فرموده تا نه تنها ما بهره مند شویم و بفهمیم چه بکنیم بلکه بتوانیم علوم و دانش ها را بر پایه این نظام متقن اسباب برپا کنیم و به کشفیات و شناخت بیشتر وبیشتر نائل آییم. اگرکسی تامل کند و قلبش کدورت خودپسندی و کبر نداشته باشد، این را نعمت و منتی بزرگ از سوی خالق بی نیاز می یابد و شکر می کند، اگر چه اهل شکر و کسانی که فهم نعمت ها کنند اندک اند. "وَقَلِيلٌ مِّنْ عِبَادِيَ الشَّكُورُ"(1)

این را اهل اندیشه می یابند که خالق دانش و نظم، نظم و عدل و حکمت را خاص عالم ناچیز مادی قرار نداده، بلکه امور آخرت نیز و جمیع حقایق نیز بر پایه این قانون و سنت الهی بنیادین است. یعنی اگر بشر برای خود قوانین مبنایی و بنیادینی دارد که محور و مادر و راس همه قوانین اند، خالق بی همتا نیز این نظام اسباب را قانون بنیادین خود معرفی فرموده و به ما خبر داده است؛

"أَبِي عَبْدِ اللَّهِ [علیه السلام] أَنَّهُ قَالَ: أَبَى اللَّهُ أَنْ يُجْرِيَ الْأَشْيَاءَ إِلَّا بِالْأَسْبَابِ فَجَعَلَ لِكُلِ‏ سَبَبٍ‏ شَرْحاً وَ جَعَلَ لِكُلِّ شَرْحٍ عِلْماً وَ جَعَلَ لِكُلِّ عِلْمٍ بَاباً نَاطِقاً عَرَفَهُ مَنْ عَرَفَهُ وَ جَهِلَهُ مَنْ جَهِلَهُ ذَلِكَ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ نَحْنُ ع."(2)

"امام صادق (علیه السلام) فرمود: خداوند سبحان ابا دارد كه كارها را بدون اسباب فراهم آورد(جاری سازد) پس براى هر چيزى سبب و وسيله‏اى قرار داد و براى هر سبب شرح و گشايشى مقرر داشت و براى هر شرحى علمی [دانشى‏] گذاشت و براى هر دانش درى گويا نهاد، شناخت آن باب ناطق را کسی که شناختش و جاهل بود آنرا آنکه نشناختش، اين باب گویا رسول خدا (ص) است و ما (ع)."(3)

این خبر را کتاب بصائر الدرجات نوشته یکی از یاران ارجمند امام حسن عسکری علیه السلام و معاصر ایشان (محمد بن حسن صفار_ م 290 ق_)(4) است که استاد شیخ کلینی، صاحب کافی، و استاد پدر شیخ صدوق ره بوده، پس گنجی تاریخی است.

این روایت، گنجی است از معرفت اگر ما قدردان باشیم و به ما نشان داده که عالم عالم دقیق و منظمی است و هر گنجی نقشه ایی دارد، پس به جای تحیر و انکار، دست در دست راهنمای این گنج ها بگذار و حقایق را یکی پس از دیگری از سبب و در خودش بگیر و پیش برو. چه طور زمانی که سوالی از نجوم داری سراغ طلا فروش نمی روی و منجم طلب می کنی، علم آن باب اسباب نجومی و جای افلاک و انجم و دقایق آن است که بخشی از صنع بی پایان الهی است، حقایق همه عالم نیز به خبری که خداوند سبحان از باب هدایتش به ما داده نزد برگزیدگان الهی است و خداوند به ما رحم کرده ونعمت داده تا از اسباب عالم جاهل و متحیر نباشیم و برای فهم آن به سراغ باب گویا و راهنمای گنج های خودش برویم. چقدر کور است کسی که گمان کند حقایق عالم همین چند دانش بشری از جاذبه و انرژی و ماده و خواص آن است و از گنج های جاودان هستی غافل باشد. قرآن ناطق، علی علیه السلام فرمود؛ "...سَلُونِي قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِي فَوَ اللَّهِ مَا تَسْأَلُونِّي عَنْ شَيْ‏ءٍ مضَى وَ لَا شَيْ‏ءٍ يَكُونُ إِلَّا نَبَّأْتُكُمْ بِهِ ..."(5) "بپرسید از من پيش از آنكه مرا از دست دهيد، به خدا قسم از چيزى كه گذشته و چيزى كه خواهد آمد سؤال نمى‏كنيد مگر آنكه جوابتان را خواهم داد."(6) (7)

لذا نقد افعال الهی چه افعال مستقیم چه تبعی و مانند آن، اعم از نقد شرور و عذاب و فایده تکلیف و حکمت پرستش ومانند آن، نشان از عمق جهل ما شاید همراه مقداری خودمحوری و خودپسندی دارد. والا نقد جاهل به عالم و نقد جاهلانه به نظامی دقیق و اسبابی، معقول نخواهد بود، همانقدر که نقد قوانین ماده معقول نیست. یعنی عاقلانه نیست کتابی در نقد این بنویسیم که چرا ماده مکان و زمان دارد؟ چرا جرم هست؟ چرا نیروی جاذبه یا دافعه است و اینها را بد و شر و ناپسند بدانیم و بگوییم بهتر بود جاذبه تنها وقتی عمل می کرد که ما خوشمان بیاید و نه همیشه. اما یک فرد عاقل می گوید تو خودت را با قانون و علمی مثل جاذبه تنظیم کن به جای اینکه با نقد علم خود را خسته کنی. علم بر کل کائنات وکل خلقت حاکم است، و علم محدود به قوانین فیزیک وماده نیست. حتی آتئیست ها هم جرات چنین انحصاری ندارند اگر چه نخواهد وجود قوانین برتر را بپذیرند.

لذا همین جا تناقضی برهان شر بر عدم وجود خدا آشکار می شود؛ اگر خدایی هست که خالق دانش و دانشمند است، تنها باید او و فعلش را فهمید و اگر خدایی نیست که برهان شر از ریشه منتفی است و دنیا همین است که هست.

 

این جمله را به آتئیست ها بگویید؛ "شر نگاه تنگ منکرخدا به عالم است و الا همه فعل خالق دانش دقیق است، اگر چه خوشایند تو نباشد. برق نعمت بسیار بزرگی است، اما اگر آنرا لمس کنی شر نمایان می شود. پس بجای فرار از حقایق، سعی کن آنها را درست بفهمی."

 

پی نوشت؛

  1. سبا: 13
  2. بصائر الدرجات في فضائل آل محمد صلى الله عليهم / ج‏1 / 6 / 3 باب معرفة العالم الذي من عرفه عرف الله و من أنكره أنكر الله تعالى و السبب الذي يوفق لمعرفته ..... ص : 6
  3. با بهره از ترجمه سیدجواد مصطفوی؛ أصول الكافي / ترجمه مصطفوى ؛ ج‏1 ؛ ص259
  4. نظر دو عالم کم نظیر شیعه درمورد محمد بن حسن صفار؛ شيخ طوسى در كتاب فهرست مى ‏فرمايد: « محمد بن حسن صفار اهل قم مى ‏باشد. وى تأليفات فراوانى دارد و نامه‏ هايى نيز به امام حسن عسكرى عليه السلام فرستاده است كه آن نامه‏ ها و جواب آنها موجودند و در اختيار مى‏ باشند.» علامه حلى در كتاب خلاصه مى‏فرمايد:« محمد بن حسن بن فروخ از چهره‏ هاى سرشناس شيعه در شهر قم و مورد اطمينان است و شخصيتى عظيم الشأن است كه روايات او برتر مى ‏باشند.»
  5. الأمالي شیخ صدوق ره ؛ النص ؛ ص133 و نیز كامل الزيارات؛ ص74
  6. با بهره از ترجمه ذهنى تهرانى، ترجمه كامل الزيارات / ص: 232 - این همان روایتی است که سعد بن ابی وقاص (پدر عمربن سعد ملعون) درآن سوال مسخره آمیز از تعداد مویش می کند و امام ع می فرماید؛ "به خدا قسم از مسأله‏اى سؤال كردى كه دوست من رسول خدا _صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم_ قبلا به من فرموده بود كه تو بزودی از آن میپرسی، در سر و ریش تو هيچ تار موئى نيست مگر آن كه در بيخ آن شيطانى نشسته و نيز در خانه تو بزغاله‏اى است كه حسين فرزندم را مى‏كشد...
  7. روایات و ترجمه ها با بهره نرم افزاری از نرم افزار جامع الاحادیث 3.5 نور انجام شده که سپاس گذار تلاش آن عزیزانیم.
آخرین ویرایش در 1395/04/14

به اشتراک گذاشتن مقاله

نویسنده

پست الکترونیکی این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر بعنوان میهمان

0
نظر شما بعد از تایید مدیر، منتشر خواهد شد.
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد